
۴شنبه ،۴ کتاب از شهر کتاب خریدم : بوی خوش عشق از آرش خسرو پناهی* برای همیشه از جودیت گلد*عروسی سکوت از فرنگیس آریانپور *بخت سپید زمستان از مهناز صیدی
- جمعه کنکور داشتم ،دقیقا ً نمیدونم چیکار کردم ،چون کوتاهی کردم و نخوندم!
- لباس ِخانوم همسایه تقریبا ً آماده شده فقط مونده پایینش رو بدوزم !
- دیروز به یکی از دوستام که زنگ زدم درمورد ۱موضوعی حرف زد ،البته حرف ِجدیدی نبود ولی خوب برام ۱ لباس دوختند هی دارند پیش میرند منم از ترس مامان فقط سکوت کردم
- امروز رفتم نمایشگاه بین المللی کتاب بوشهر،این کتاب ها رو خریدم :
عشقه * الی * به دنبال دل خود باشید * جین ایر * الهه عشق * به راستی دوستت دارم * هیچ چیز جاودانه نیست * مرغان شاخسار طرب * دروغ های صمیمانه * دردل شب *رازها * یاد بود عشق * وسوسه های خطرناک
- دارم ۱ کارایی میکنم، ۱ ریسک هستش نمیخوام به بعدش زیاد فکر کنم ،فقط چون در این زمان فکر میکنم درست ترین کار همینه میخوام انجام بدم![]()
*
-
جمعه که رفتیم دانشگاه واسه کنکور کلی سوتی دادم،هنوز وقتی با خانوم قاسمی درموردشون حرف میزنیم کلی میخندیم...![]()
یه چشمه اش اینه: بابا پرسید کنکور رو چیکار کردی....؟
من زودتر از خانوم قاسمی گفتم: خیلی آسون بود اگه ما خونده بودیم خیلی قبول میشدیم![]()
*
عصر که با خانوم قاسمی ،نمایشگاه رفتیم قبل از داخل شدن کلی سربه سر هم گذاشتیم
بعد از کتاب خریدن کتاب ها رو دادم اون بگیره...البته بعدش تعداد کتاب ها اونقدر زیاد شد که مجبور شدیم ۳ قسمتش کنیم( خواهر خانوم قاسمی هم اومدش)...
کلی کتاب بود ،دنیای ِمنم کتاب هستش...کلی ذوق میکردم غرفه ها رو میچرخیدم...اولین غرفه ای که دنبالش بودم غرفه انتشارات شادان بود که آخرین غرفه ای هم بود که دیدم![]()
برای برگشتن به خونه خانوم قاسمی کلی سرم غر زد که من هروقت با تو میام مجبور میشم خرید کنم...این دفعه تصمیم نداشتم چیزی بخرم ...
*
هیچم...اصلنم لحن ِنوشتن ِ من جدی نبود
یه جوری هم نبودش
...
==> خداجونم شکرت،ممنونم بخاطر ِهمه چیز،بخاطر ِلحظه های شادی که میگذرونم ازت تشکر میکنم،همیشه همیشه دوستت دارم خداجونم![]()









.jpg)



