::آن سوی خیال::
تشکر
خدایا این عکسی که رو پروفایل گذاشتم دقیقن شبیه حالمه...
میدونی رو به قبله ایستادمو دارم نگاهت میکنم باهات حرف میزنم
تسلیمم
خدایا ممنونم
شکرت
شکرت
شکرت
شکرت
شکرت
+
نوشته شده در جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۸ساعت 9:57  توسط باران |
هر گز احساس ضعف و ناتوانی نکرده ام
جز در مقابل کسی که از من پرسیده است
"تو کیستی"
"جبران خلیل جبران"
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
پیوندهای روزانه
نحوه عضوشدن در بلاگرد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی ۱۴۰۱
شهریور ۱۴۰۰
آبان ۱۳۹۹
مهر ۱۳۹۹
خرداد ۱۳۹۷
آذر ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۵
مهر ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
آرشيو
آرشیو موضوعی
شاهدخت
تکه های گمشده
مخاطب خاص
آموزشی
خودمونی
شعر
بازی
سوال
باران
تنهایی
طناز
لینک
داستان
غم نوشت
BUFFOON
د ز م
پیوندها
ننه خاتون
ناگهان چه زود دیر میشود
پرستووو
ایپک - نوشته های فرهاد باغشمال
RSS
POWERED BY
BLOGFA.COM