هنوز دلتنگ اینجا میشم ، هنوز وقتی نام کاربری رو میزنم وارد این محیط مجازی بشم قلبم تند میزنه واسه دیدن کامنتای مختلف
ایلیا 3 سال و 4 ماهه هست چشماش کهرباییه و من عاشق تک تک اعضای بدنشم هرکاری مربوط به اون با عشق و ترس و نگرانی های مادرانه است
دیدگاهم خیلی عوض شده
نزدیک به 4 هفته است تو یه شرکت صنعتی کار میکنم و امیدوارم حالا حالاها موندگار باشم تا بعضی چیزا رو یاد بگیرم
زندگیم رو میذارم مهد
و دارم یه انجمن ثبت میکنم مراحل اخرشه و یکم برنامه ریزی واسم سخته ولی میدونم هدفم موفقیته تو این شهر که تنها بودم یه زمانی
خدایا تو هم کمکم کن
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ساعت 8:13  توسط باران
|