
| ای که دايم به خويش مغروری | گر تو را عشق نيست معذوری | |
| گرد ديوانگان عشق مگرد | که به عقل عقيله مشهوری | |
| مستی عشق نيست در سر ت و | رو که تو مست آب انگوری | |
| روی زرد است و آه دردآلود | عاشقان را دوای رنجوری | |
| بگذر از نام و ننگ خود حافظ | ساغر میطلب که مخموری |
تعبیر:با تظاهر و ریا نمی توان به جایی رسید. در هر کاری صداقت لازمه ی کار است. بهتر است اول نقائص خود را برطرف سازی و سپس محکم و استوار به دنبال هدف خود بروی. جوانب کار را بسنج و به خود مغرور نباش تا اشتباهی از تو سر نزند.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ساعت 12:46  توسط باران
|