::آن سوی خیال::

دیشب یه فیلم دیگه هم دیدم که خیلی جالب بودش به این اسم Enchanted - 2007...

*

امروز صبح  اول رفتم بانک یه فیش 500 تومنی مونده بود که واریز نکرده بودم گذاشتم تو نوبت بعد رفتم یه روان نویس با تقویم برای نازی خریدم با نامه ها پست کردم نمیدونم چرا پول پوستش زیاد شد با اینکه وزنش خیلی کم بودش...

اونقدر خودشیفته بودم که یه عکس 3در4 از خودمم برای نازی پست کردم...

بعد از اونم دوباره رفتم بانک دیدم کلی مونده که نوبتم بشه ...دفترم رو دراوردم یه چند صفحه که استادا جزوه داده بودن خوندم ولی وقتی دیدم زود تموم شد...

موبایلم رو دراوردم یکی از کتابایی که خیلی وقت پیش تو کتاب خونم هم هستش نخوندم باز کردم...اسم کتاب اینه " قورباغه رو قورت بده"

هرجایی که به نظرم مهم بود رو تو دفترم نوشتم...


*

فاطمه اومد خونمون بعد ادامه جرفام رو مینویسم دی:

 

+ نوشته شده در  شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ساعت 14:36  توسط باران  |