::آن سوی خیال::

امروز صبح رفتم بسته رو برای زهرا پست کردم اولین بار بود یه بسته رو به خارج از کشور می فرستادم

بهتره یه توضیح کوچولو بدم....بسته های خارج از کشور رو به کیلو حساب میکنند یعنی اگه بخوای 1 کارت پستال بفرستی یا مثلن یه چیزی به وزن 1 کیلو...قیمت همون یه کیلو رو میگریند......

وزن مال من نزدیک دو کیلو شد...قرار شد 20 روزه برسه اخه پست پیشتازش فعال نبود.......

*

بعد از اونم یه سر رفتم کالا پزشکی یه چیزی میخواستم بخرم که تو شهر خودمون قیمتش 50 تومن بود ولی اونجا خریدم 28 تومن ..........بسی خوشحال شدم دی:

بعد از اونم که شهر کتاب رفتم 2 تا کتاب فلش کارت اینترچینج گرفتم که گوش شیطون کرد زبانم رو تقویت کنم اخه یه 1 ماهی میشه کلاس زبان رو ول کردم.......

*


امروز عصر افسی( خانوم معلم ) خونمون اومد...کلی خوشحال شدم...چند روز پیش که ابادان بودم وقتی با لیلا صحبت میکرد تلفنی به طور اتفاقی از حرفای لیلا یه چیزی درموردش شنیدم...مثل شنیدن یه امر خیر ولی خوب امروز کنجکاوی نکردم...

میدونم هروقت موقعش برسه بهم میگه...........

بیشتر حرفامون هول سایه میچرخید...

*

مثل سابق دیگه نمیام نت...حتی بعضی روزا که میام وارد آیدیمم نمیشم....اینجوری غیب شدنم رو خیلی دوست دارم....بیرون از نت بودن خیلی خوبه برای روحیه ام............

هرچند هنوز وبلاگ های دوستام رو میخونم ولی گاهی بی سر و صدا بعد از خوندن پستاشون رد میشم...

*

خداجونم احساس میکنم بهم پاداش میدید.....ممنونم ممنونم.................دوستتون دارم


+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ساعت 19:51  توسط باران  |