تبليغاتX
::آن سوی خیال:: - فقط برای همین امشب، تصور كنیم كه زن و شوهر هستیم.

::آن سوی خیال::

 

http://www.ba-reps.com/artists/91/161/stubbs01.jpg

یك خانم و یك آقا كه سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حركت قطار متوجه شدند كه در این كوپه درجه یك كه تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد كوپه نخواهد شد.

ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.

شب كه وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال كردند. اما مدتی نگذشته بود كه خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟

- خواهش میكنم!

- من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یك پتوی اضافی بگیرید؟

- من یه پیشنهاد دارم!

- چه پیشنهادی؟

- فقط برای همین امشب، تصور كنیم كه زن و شوهر هستیم.

زن ریزخندی كرد و با شیطنت گفت:

- چه اشكال داره ، موافقم!

- قبول؟

- قبول!

- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم میآد. دیگه هم مزاحم من نشو

http://ourpasthistory.com/Gallery/albums/cdg/Their_first_quarrel_no_136.jpg