تبليغاتX
::: ::آن سوی خیال:: :::
·▪•●ღ بازی و علاقهღ●•▪·
 

آجیای گلم نگار،آرزو و زهرامنو به یک بازی دعوت کردنددستشون درد نکنه

۱۰ تا چیزی که دوست دارم

۱.خدا (همیشه دوستش دارم و همیشه هم دوست خودم میدونم با اینکه گاهی دلخور میشمخوب چیه آدم با دوستش قهرم میکنه دیگه)

۲.تموم خانواده ام رو با تموم ِوجود دوست دارم(با اینکه گاهی یه ناراحتی هایی پیش میادمخصوصن داداش کوچیکه که همه فامیل بهمون میگن کارد و پنیر ،ولی بازم با تمام وجود می پرستمشون)

۳.()

۴.کتابای رمان و فیلم(اگه من رو یه مدت حبس کنند حالا هر جایی،فقط اطرافم رو با کتاب و فیلم پر کنند یکسالم بمونم ،خسته نمیشممعمولاً مهمونی خونه اقوام که میرممنو میشناسن که زود میگم بریم خونهکلی کتاب برام پیدا میکنند از قبل )

۵.پول به مقدار کافیو خرید کردن(هر چقدر بیشتر ،بهتراصلن پول در کل دوست داشتنیه)

۶.وبلاگ نویسی،سرزدن به وبلاگها

۷.دوستای دوست داشتنیم رو(نمیشه اسم اورد میترسم جا بندازمولی خوب میگن دل به دل راه دارهحتماًاونا هم منو همین اندازه دوست دارن)

۸.نقاشی ،نوشتن ،طراحی قالب(نقاشی روی بوم.قالبم که فعلاً دوره آموزشیش رو دارم میگذرونم مدرسم هم خودم هستمعجب طراحی بشم من)

۹.دیدنِ دختردایی ها و دختر خاله هام(از زمین و زمان خبر میدیم بهم)

۱۰.خودم

۱۰ تا چیزی که دوست ندارم

۱.متنفرم وقتی که حرفی رو دارم راستش رو میگم بهم بگن دروغ میگی(یکی از دوستام که تاحالا حتی دروغ مصلحتی هم بهش نگفتم،وقتی سوالی میپرسه و راستش رو میگم همیشه میگه دروغ میگیبا اینکه میدونه من بدم میاد!!!)

۲.وقتی کسی بی حرمتی کنه به افراد از کار افتاده،اونایی که هیچ کاری ازشون بر نمیاددوست ندارم شاهد این صحنه ها باشم

۳.وقتی تمام ِاحساست رو از دوستات دریغ نکنی ولی اونا...

۴.بی خیال بودن رو

۵.تیکه هایی که مامان میپرونه(یه چیزایی میگه که به قول خودش جواب ِصحبت منه ..در صورتی که...بارها سر این تیکه هاش ضایع شدمقهر کردم،خندیدم،آخرین تیکه هم دیشب بودش که بهش میگم با من از این شوخی ها نکنزود حرفش رو عوض میکنهمیگه منظورم یه چیز دیگه بود،قربونش برم من الهی ،که هیچ وقت کم نمیاره)

۶.خسیس بازی

۷.وقتی یک نفر رو ،در فقر کامل میبینم...........

۸.پنهون کردن حرفی رو که باید گفته بشه مخصوصن اون موقع هایی که میدونم با شنیدن اون حرف شاید آروم تر بشم ولی گفتنش رو از من  دریغ کنند

۹.افسوس گذشته رو خوردن(درسته میدونم برنمیگرده ولی گاهی به گذشته فکر میکنم)

۱۰.موجود نمیباشد

 

خوب دعوتی ها

آقایون: داداش عبدی.عشق ابدی.ایمان.میلاد.داود.داروغه باز نشسته.شاگرد تنبل سابق.سهند.اپیکیوسفمهیار

خانوما:سانی.پرین.سمیرا.بچه مثبت.فرزانه.سپیده.بانو.خاله فرا.بهار.ترمه.عسلهستی.گندم.عروسک.دانشجوی بدبخت.یه زالوطاهرهمریم

==>شنبه اولین امتحانتوانایی دوره

==مرسی در بازی قبلی شرکت کردید

==>چه خبر؟؟؟

 

لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ جمعه دهم خرداد 1387 ::: ساعت 0:19
::: :::
·▪•●ღ بازی و شارژرღ●•▪·

ترمه گلم منو به بازی دعوت کرده مرسی

بازی از این قراره

چشمامونو می بندیم و فکر می کنیم

 و سه تا کلمه ای رو که  بیشترین بار مثبت رو برامون داره انتخاب می کنیم

 و می نویسیم..

بعد هم سه نفر رو به بازی دعوت می کنیم...که طبق ِمعمول من سنت شکنی میکنم

*

چشمام رو روی هم میذارم ،فکر میکنم....من چیکار کنم؟بیشتر از ۳ تا کلمه  برای انرژی دادن به من هستشپس همشون رو مینویسمنمیشه؟

خوب تشخیصش سخته ،کدومشون بیشتر بهم انرژی میدن

خوب:

۱.خــــــدا(که تمام وجودم لبریز از بودنش هست  مرسی بخاطر بودنت خداجون)

۲.مامان و بابا

۳.عشــــق

۴.پـــــــــــــــــول  

۵.تجسم آینده و زندگی شیرین!

۵ تاشد ،خوب وبلاگ نویس هایی که فعلاْ جز دعوتی ها هستن و باید شرکت کنند

داداش عبدی  *داداش سهیل  * عشــق ابــــــدی   * شاگرد تنبل سابق * سهند  * داروغه باز نشسته * آقا یوسف 

هستــــــــی * نـــــــــگار *صفورا * لیـــــــــــلا * نارنجدونه * زهرا جون * طاهره جان * بچه مثبت * آرزو  * سپیده * بهار * فرزانه * سورنا * سمیراااا * بانو (k.t) * خاله فرا

فقط ۲ دسته رو دعوت کردم آقایون و خانوما رو   دسته سوم رو چه گروهی دعوت کنم تا بشه ۳ دسته   

هرکسی دیگه که اسمش رو من جا انداختم و دوست داره تو بازی شرکت کنه ،بهم بگه تا اسمش رو تو لیست اضاف کنم...

*

==>۱۱ خرداد امتحاناتمون شروع میشه

==>

لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ سه شنبه هفتم خرداد 1387 ::: ساعت 5:56
::: :::
بازی...با کلمات دی:
 

فرشته وار...رفتنت را تماشا میکنم

مرا به ميهماني چشمانت دعوت کن
و برايم گلداني بياور

مي خواهم دلم را بکارم
تا جوانه بزند

هر گاه که...
پيچک سبز دلم

تمام خانه ام را گرفت
فرياد خواهم کرد!

نگاه کن!
تمام خانه ام همرنگ چشم توست

*

پرین عزیزم منو به یه بازی دعوت کرده که...

اول قوانین بازی رو بنویسم دی:

 

1- عبارت شش‌کلمه‌ای را در وبلاگ خود پست کنید (در صورت لزوم توضیح هم اضافه کنید)

2- به کسی که شما را دعوت کرده است، در این پست لینک بدهید

3- پنج وبلاگ دیگر را با لینک به بازی دعوت کنید.

4- به وبلاگ‌های دعوت‌شده اطلاع دهید و برای آنها دعوت‌نامه‌ای بفرستید.

 *

خوب جملاتی که من نوشتم دی:(باید یک جمله مینوشتم...ولی من ۳ تا نوشتم دی:)

۱.کاش میشد تو من باشی من تو...

۲.طفلی من که به دست من اسیره...

۲.مهربانا بخششت را به من ببخش

*

دوستای خوبی که من به بازی دعوت میکنم دی:

داداش عبدی***آجی هستی*** ویولت عزیز***نگار گلم***اجی ترمه***سمیرا جون***شاگرد تنبل سابق

==>هرکس دیگه ای دوست داشت تو بازی شرکت کنه بگه تا اسم و لینکش رو بذارم...

==>خدایا شکرت حال خانوم صولتی بهتر شده

 

لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ::: ساعت 10:6
::: :::
بازی مجازی
 

خودتو معرفی کن

من محدثه هستم 16روز دیگه 21 سالم تموم میشه...ساکن یکی از شهرای  بوشهر

 

خصوصیاتم :

من همینی هستم که می بینید ...

مدعي ! ، مهربان ، باهوش ، لبخند دائمي ، پر سرو صدا ، پر هيجان ، کم محل

 

فصل مورد علاقه

همه فصلها رو دوست دارم...فقط تابستون و  بهار یه خورده بیشتر...اونم به

 این دلیل کمتر مریض میشم

 

رنگ مورد علاقه

رنگین کمون

 

غذای مورد علاقه

 

گرسنه که باشم هر غذایی واسم دوست داشتنیه!!!

 

 

میوه ی مورد علاقه

 

کیوی

 

 

موسیقی مورد علاقه

 

از صدای خاصی خوشم نمیاد بستگی به معنی شعری که داره میخونه...(فعلش

رو کامل کنید)

 

 

بدترین ضدحالی که خوردم

 

یادم نمیاد...

چرا یادم اومد...سوم دبیرستان وقتی کارنامه دستم رسید دیدم نمره زبانم رو داده ۱۲

(دبیرمون تازه عوض شده بود روز اولی هم که امتحان گرفت همون رو واسه مستمر

 گذاشته بود برای همین من نمره ام اینقدر کم شده بود...قرار بود اگه پایانی رو خوب

بدم مستمر رو نذاره)وقتی دیدم رو قولش نمونده  اعتراض کردم و نشستم پیش یکی

 از دوستام،اونم یکی از دوستاش پیشش بود...منم تا میتونستم به آقای...بد و بیراه

پروندم غافل که این دختری که پیش دوستم نشسته خواهرشهنمره ام بعدش

 درست شد از ۱۲ اومد ۱۸ ولی...

اصلنم خنده نداشت

 

 

ناشیانه ترین کاری که کردم

 

بله گفتن به کسی که هیچ شناختی ازش نداشتم...

 

 

بهترین خاطرم

 

ناشیانه ترین کارم رو جبران کردم...

 

 

کسی که بخوام ملاقات کنم

اکثر دوستای مجازیم رو

 

 

کسی که نخوام ملاقاتش کنم

 

 

برای کی دعا میکنم

 

برای هرکسی که همون لحظه به یادش بیافتم

 

 

موقعیت من در ده ساله آینده

 

امیدوارم وبلاگم رو داشته باشم...و باز هم امیدوارم که یکی از داستانایی که نوشتم

رو به چاپ برسونم...دلم میخواد موقعیتم چیزی باشه که همون لحظه از بودن در اون

 نقش راضی باشم...

 

دوستای خوبم که به بازی دعوت شدن

 

۱.ღ ツ میلاد ツღ

 

۲.خانومی هستم

 

۳.نارنجدونه

 

۴.AdpA

 

۵.ترمه

 

۶.ولیعهد

 

۷.هستی

 

۸.سپانوی

 

۹.سمیرا

 

۱۰.آرش

 

۱۱.یوشا

 

 

(چگونگی بازی: به سوال هایی که پرسیده شده جواب میدید...این بازی برای آشنایی هرچه بیشتر دوستای وبلاگ نویس با شما هست)

 

 

==>مریم گلی مهربون مرسی که منو به بازی دعوت کردی

 

==> هر کسی خواست تو  بازی شرکت کنه کامنت بده تا اسم و ادرسش رو بذارم تو

پست

 

==> ممنونم

 

لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ جمعه پنجم بهمن 1386 ::: ساعت 11:30
::: :::
·▪•●ღ سلام ღ●•▪·
 

سمیرا جان منو به بازی دعوت کرده

 

اتفاقات مهم زندگي:

 

(هم از ناراحتی هام می نویسم هم شادیهام)

 

۱۴ سال پیش که تنها عموم بر اثر سرطان فوت کرد هنوزم که هنوزه دوست دارم

دوباره برگردم به اون دوران یا حداقل دوباره ببینمش

 

۹ سال پیش که فهمیدم می تونم بنویسم از همه چیز

 

۳سال پیش که تونستم خونه نورانی پر از عشق خداجونم رو از نزدیک ببینم و ایشون

میزبان من توخونه اشون شدم (خداجون بازم دعوتم می کنی؟)

 

۲سال پیش

 

و آخرین اتفاق مهمی که توزندگی من افتاد که اینکه ۴ ماه پیش عقد کردم

 

 

اتفاقاتي كه نــبايد اشاره بشه:

 

 

 

 

 

خلاصه اي از اخلاق مثبتم كه بايد  بهش اشاره بشه :

 

من خودم بچه مثبتم...

 

شیطون،

 

زیادی دلسوز (که گاهی عقیل میگه نباید واسه کسایی که ارزشش رو ندارن دلسوز

باشی)،

 

مهربون و دوست داشتنی (تاحالا نشده از کسی بدم بیاد یا متنفر شم)،

 

تو زندگیم کسایی که بهم ضربه زدن رو بخشیدم و خوشبختی شون رو از خدا آرزو کردم،

 

وقتی کار بدی انجام بدم خودم، خودم رو شکنجه میدم،

 

عشق به خانواده و دوستام مهمترین بخش وجودی قلبم رو برا خودش گرفته،

 

 

 

كدوم هنرپيشه:

 

بازیگرانی که با نقششون زندگی کنن

 

خلاصه اي از اخلاق منفي:

خودخواه (گاهی به خودم میگم خدایا کاش می شد که این جسمی که قراره فنا

 بشه نداشتم و اجازه میدادم خودم باشم چون تو این جسم احساس ناآرومی می کنم)

خودشیفته (زیادی خودم رو قبول دارم و دوست دارم)

زیاد رو تصمیمی که گرفتم نمی مونم و همیشه در حال تغییرم

گاهی حسود می شم

وقتی فکرش رو می کنم تموم اون گناه های کبیره رو من دارم ،جام تو جهنمه

خداجون خودت آدمم کن

* 

مثل  بازی قبلی هر کسی میخواد تو بازی شرکت کنه بهم بگه تا اسمش رو بذارم

پس فعلن این اسامی باشن تا بعد

هستـــــــی  

گلپــــــر 

عالیــه 

*

خداوند آتش را آفرید تا ارزش آب رو بدانیم،

خلاء زاییده شد تا ارزش هوا را بدانیم،

و در نهایت مرگ آمد تا ارزش زندگی را بشناسیم!

*

==>من از این به بعد سایتایی رو که خودم استفاده می کنم و میدونم خوبه رو معرفی

میکنم

==>http://www.atash1000.com سایت تخصصی درخواست عکس و موزیک

 ==> مرسی بابت همه چیز

 

 

 

لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ شنبه پنجم آبان 1386 ::: ساعت 14:0
::: :::