سرم درد میکرد،چشمام می سوخت طوری که وقتی دیدم سمند آماده حرکته ، رفتم
سوار شدم به دوستم زنگ زدم که نمیتونم منتظرت بمونم...
مسافرای سمند
من بودم با اون صورت پریشون و ناراحتی که سعی می کردم پنهان کنم ناراحتیم رو ...
(یعنی خیلی بد بودم مثلن
)
یه دختری بود (بعدن فهمیدم ۱۸ سالشه)که در نگاه اول با اون صورت آرایش کرده ها
ابروهای تاتو کرده بهش میاد ۲۵ رو رد کرده باشه و جلو نشست
یه خانوم(بهش می اومد ۲۷.۲۸ سال داشته باشه) با پسر دوساله که نگاه با نمک و
شوخی داشت از اولی هم که سوار شد به این دخترجلویی گیرداد
توراه به راننده گیر داد که جایی وایسه تا بتونه بره سیگار واسه باباش بخره وقتی
برگشت واسه من آدامس تعارف کرد واسه دختر جلویی سیگار


نمونه ای از حرفاش :
خانومی بهت نمیاد همشهری ما باشی آخه .....ها خیلی بانمکن خوشگل
ولی تو
این شکلی نیستی
-خانومی من شیرازی هستم
آها مال ...(اسم یه روستای شهرمون رو اورد) هستی 
- گفتم که من شیرازی هستم
*

امروز دوتا اعدامی رو اوردن، شستم یه خانوم ۳۰ ساله و یه خانوم ۲۸ ساله....البته
چون اززندان اورده بودن اجازه ندادن درست اونا رو بشوریم...سنگسارشدن
یکی
ازاین خانوما بچه هم داشت وضع مالیشون خیلی خوب بود...و اون یکی رو هیچ کسی
بدرقه اش نکردم به سرای ابدی ...
دیروزم یه نفر رو شستیم که سوخته بود
نمیشد درست شست
جوون بودش...
تو ازمن نمیترسی؟خیلی ها هستند تامنو می بینن میترسن(و بعد خنده بلندی کرد)
ماهی ۵۰۰ هزارتومن میگیرم...
*
بوی عجیبی میداد چون خودم چندین بار غسالخونه رفتم ...بوی اونجا رو تو ماشین حس
میکردم ...واسم عجیب بود زیادی خندون بود و زیادی شوخی میکرد...هرچیزی رو
میگفت کلی به اون دختر جلویی گیر داد طفلی
==>
برام دعا کنید که فردا همه چیز درست شه ...
==> از قانون بدم میاد اون موقعی که این قانون ها رو حفظ میکردم تا درسم رو پاس
کنم ازشون بدم میامد الانم متنفر شدم ازاین همه تبعیض
==> یه زن باید سنگسار شه درحالیکه یه مرد اعدام
تا این حد تبعیض
==> ناسلامتی ما جنس ضعیفیم اسمن ولی در عمل فکر کنم از قویترین هم گذشتیم
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ سه شنبه چهارم دی 1386 ::: ساعت 20:0