تبليغاتX
::: ::آن سوی خیال:: :::
پست قبلی کامنتاش بازه ها...
 
 
سلام

خوبید همه

منم خوبم فقط خواستم بگم کلاسای ۱و ۲و ۳ شنبه رو برای خودم من تعطیل کردمو از فردا میرم مسافرت نگید نگفتما...................

نگرانم نشید یه وقتا

نشینید گریه کنید بگید دلم برای اجی محدثه تنگ شده ها

گفته باشم من....حالا کجا میخوام برم ...........میخوام برم ابادان خونه ............نمیگم که

راستی جریمه تون اینه که این پست کامنت نداره پس هر کی خواست سلام کنه میره پست پایینی

خوب روز خوش

فعلن!!!

مواظب خودتون باشید....

 

لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ جمعه نوزدهم اسفند 1384 ::: ساعت 17:42
سلااااااااااام( به این میگن سلام نه؟)
 
 
سلام

خوبید همگی؟...منم خوبم مرسی زیاد

از قالبم خسته شدم چراشم اینه تا میام دوخط می نویسم میشه کلی همه هم فکر می کنن من زیاد نوشتمفکر می کنن من دختر پر حرفیم هیچکی که نمیدونه من اینقد کم حرفم که نگو...

راستی چندتا عکس قشنگ  داداش حمیدم میل زده خیلی نازن امشب چندتاشو میذارم...گفته باشم تا اخرشو میخونیدا...

   

خیلی نازه...مرسی

خوب چه خبرا؟

ها؟ آبجی محدثه رو نمی بینید خوش می گذره ؟ از خوندن پستا که راحت بودید ولی خیال کردید...

دلم براتون تنگ شده بود ولی چیکار کنم مثل سابق نمیتونم بیام نت به هزار و یک دلیل اصرار نکنید نمی گم چون نمی خوام خستتون کنم

     

این دیگه محشره ها نه؟

چرا اینجوری نگام می کنیدآدم هنوز نگفته می ترسه چه برسه من که فرشته ای هستم واسه خودم چیه حرف کم اوردین ها؟؟؟

من خودمم حرف کم اوردم چه برسه به شما

چقد برنامه ریزی کرده بودم که اینقد خسته تون کنم که تا چهارسال دیگه به بلاگم سر نزنید ولی تموم نقشه هام نقشه بر آب شد...

                  

اینو دیگه نمی دونم چی بگم؟

راستی داداش نوید رفته بود کربلا به ما خبر نداد من که میدونم چرا...

داداش میلادم اپ کرده...و دیگه نازی هم خوبه ها...یکی از بچه ها تولدشه ولی چون محرمانه است من اسمشو نمیگم فقط تبریکَ رو می گم اخم نکنید نمی گم خب...

                

....

کافیه؟ نه هنوز...در ضمن...هیچی یادم رفت...آها تقصیر شماهاست اینجوری نگام کردید تموم حرفام یادم رفت به خدا...

ولی دلمم نمیخواد به همین آسونی بگم فعلن

نه!

مثل اینکه چاره ای ندارم...میدونم الان همتون دارین خواب هفت پادشاه رو می بینید و جایی برای اومدن آبجی تون تو خواب هم نذاشتید

خوب خوش بگذره ها......امیدوارم همتون حداقل یه کابوس ببینید...

                

اینو چون مامانم  خوشش اومد گذاشتما

نزنید دیگه من که بدتون نمیخوام خوبه ها...

دوستتون دارم...مخصوصننمیگم اصرار نکنید  اصلن...اِ...میخواستم بگم مخصوصن....هیچکس...من همه رو یه اندازه دوست دارم...به قول یه نفر این حرفی که زدم جای تامل داره ها...البته نمیدونم به قول کی بودا...

خوب  فعلن!!!

مواظب خودتون باشید بخاطر من...مخصوصن هیچکس...حرفمو پس می گیرم..........

فعلن!!!

 

لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 ::: ساعت 0:19