سلام
خوبید؟ چه خبرا؟
خوش می گذره ؟ .............. به من که خیلی
جای همگی تون خالی ! نمی دونین وقتی جزوه هامو بر میدارم، بخونم ، یادم میاد باید بخوابم
نمی دونم این جزوه های من چرا خواب آور شدن برای من؟
چراشو که نمی دونم!
راستی تا یادم نرفته بگم من دوروز پیش برای دوستم نازنین اپ کردم آخه چند وقتیه نیومده نت .
خوب هدفم از گفتن این موضوع این بود که هر کی به من کامنت میده به اونجا هم باید یه سر بزنه
چون اون آپو من کردم دیگه.............. اگه نره هم من مثل بچه ها قهر می کنم. 
خوب راستی یه چیز دیگه ... من اون داستانمو که نوشتم سر کلاس بود یکی از بچه ها داشت کنفرانس میداد ! بگذریم فقط این که من یادم رفته بود کابوس چجوری می نویسن
پیش میاد دیگه
پست قبلی نمره دیکته من شد 19 چون کابوسو اشتباه نوشته بودم برید ببینید هنوزم درستش نکردم دوتا بچه ها بهم گفتن چه جوری می نویسن ..............خوب حالا یاد گرفتم
روزه هاتونم قبول باشه ... راستی یه سوال از وقتی مدرسه ها باز شده ( من باز گیر دادم به این مدرسه ها) جدی هوای نتم یه جور دیگه شده یه جور کسل کننده شده ها! البته می دونم نوشته ها ی من همینجوریشم کسل کننده بوده حالا دیگه وای به حال...
یه چیز دیگه هم بگم
من ایدیامو پاک کردم یعنی دیگه از ایدی نمی تونم بهتون خبر بدم اپ کردم یا خبر دار بشم اپ کردید پس لطف می کنید میاید بهم خبر می دید اپ کردید وگرنه من بچه می شم باهاتون قهر می کنم
هرچند دو سه نفر از بچه ها خیلی لطف کردن که وقتی اپ کردن ، خبرم ندادن. راستش اشکمو در اوردن وقتی رفتم دیدم اپ کردنو به من نگفتن....... دیگه خودتون حساب کنید ...
راستی برای پست بعدیمم یکی از شعرای یه شاعر دوست داشتنی که خیلی دوستش دارم می ذارم البته پست بعدی رو می گم بعد وبلاگشم ادرس میدم که دوست داشتید سر بزنید دیگه.....
موافقید چند تا جک بذارم بخونید ؟
موافقم نیستید. نباشید : چون بهتر از بیکاریه 
* اولی : احمق کسی است که به همه چیز اطمینان کامل داشته باشه. دومی: مطمئنی؟ اولی : صد در صد!
** یک روز یک سیر با یک پیاز دعواشون میشه سیره به پیازه می گه حیف که سیرم و گرنه می خوردمت!
***یکی شماره تلفنی می گیره و میگه ببخشید منزل آقای...؟ طرف میگه نخیر اشتباه است! یارو میگه پس مرضداری گوشی رو بر می داری؟
**** به یه نفر می گن چرا زن نمی گیری؟ میگه:ای بابا کی میاد زنش رو بده به ما؟!
*****یه نفر از ساختمون ده طبقه می افته پایین همه جمع میشن دورش ازشمی پرسن :آقا چی شده؟ میگه والله منم تازه رسیدم!
خوب اینم از جکایی که میشه اسمشو هر چی گذاشت غیر از جک !!!
خوب دیگه برم تا بیرونم نکردین، با این جکایی که من نوشتم. می بینید چقدر یخه به خدا! چند روز پیش رفتم نمایشگاه کتاب دوتا کتاب مثلن گرفتم که یکم منو بخندونه. هیچی دیگه! یکیش رو که نمیشه اصلن اسمشو گذاشت دنیای خنده ...........
خوب می بینمتون
حرف آخرم :

بابت همه چیز مرسی بابت اینکه این همه به من لطف دارید مرسی خوب قضیه تشکر شدن شد از دوستمم باید تشکر کنم که وقتی با قالبم در گیر می شم لطف می کنه درستش می کنه خوب از اینجا بهت می گم مرسی بخاطر همه چیز.......
خوب مواظب خودتون باشید چون من واقعن نیاز دارم به دوستی شما.
لینک مطلب ::: نوشته شده توسط محدثه ::: در تاریخ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 ::: ساعت 20:11